سديد الدين محمد عوفى
364
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بزازى كردهاى « 1 » هرگز من ترا هيچ زحمت « 2 » دادهام « 3 » و از كسان من رنجيدهاى « 4 » ؟ گفت : نه يا امير ، پيوسته در ظل دولت تو آسودهام « 5 » . حجاج گفت : كه چون اين مرد طريق راستى نگاه مىدارد « 6 » حق تعالى مرا بر وى نمىگذارد « 7 » ، و « 8 » ديگران كه « 9 » امانت و راستى « 10 » ترك كردهاند « 11 » لاجرم مرا بر ايشان گماشت « 12 » تا دمار از نهاد « 13 » ايشان برآرم تصديق « 14 » قول « 15 » پيغمبر عليه السلام « 16 » كه فرموده است : كما تكونون يولّى « 17 » عليكم . حكايت « 18 » ( 4 ) سقراط را غوغا كرده بودند و مىخواستند « 19 » كه او را « 20 » بكشند زن او فرياد مىكرد كه مظلوم كشته خواهد شد . سقراط گفت : اگر ظالم كشته شدمى ناپاك و بيباك بودمى « 21 » . مردم بايد كه به آب ماند كه چون به آتش رسد آتش « 22 » را بكشد و خود به جوش « 23 » نرود . حكايت ( 5 ) آوردهاند كه « 24 » چون حجاج يوسف را « 25 » وفات نزديك
--> ( 1 ) - مپ 2 - كردهاى ( 2 ) - متن و بنياد : رخصت ( 3 ) - متن و مپ 2 و بنياد : دادم ( 4 ) - مپ 2 - و از كسان من رنجيدهاى ، مج : و هيچكس از من رنجيده ( 5 ) - مج : آسوده بودم + پس ( 6 ) - متن و مپ 2 و بنياد : دارد ( 7 ) - مپ 2 : نگذارد + كه ستم كنم ، مج : نمىگمارد ( 8 ) - متن و مج و بنياد + چون ( 9 ) - متن و مج و بنياد + كه ( 10 ) - مج + را ( 11 ) - مج : آوردهاند ( 12 ) - مپ 2 : مسلط كرده است ، مج : گماشته ( 13 ) - مج - نهاد ( 14 ) - مپ 2 - تصديق ( 15 ) - بنياد + حضرت ( 16 ) - بنياد : ص ( 17 ) - متن و مپ 2 : نولى ( 18 ) - اين حكايت در نسخهء بنياد قيد نشده است ، مپ 2 + وقتى ، مج + آوردهاند كه بر ( 19 ) - متن و مپ 2 - و مىخواستند ( 20 ) - مج : وى ( 21 ) - مپ + و ( 22 ) - مج + او ( 23 ) - مج : برود ( 24 ) - مج - كه ( 25 ) - مپ 2 - را